زندگی


کُنفُسیوس در ۵۵۱ پیش از میلاد در ایالت کوچک لو که امروزه بخشی از شهرستان جدید شاندونگ است متولد شد و در ۴۷۹ پیش از میلاد در گذشت. والدینش، که در زمان کودکی او زندگی را بدرود گفتند، او را کونگ – کویی نامیدند. کنفوسیوس از کلمهٔ کونگ فوزی، به معنای ((استاد بزرگ، کونگ)) گرفته شده‌است.

«کنفوسیوس» سال ۵۵۱ پیش از میلاد زاده شد و سال ۴۷۹ پیش از میلاد در گذشت. هنگامی که سه سال داشت، پدرش مرد و همراه مادرش در استان «شان دونگ» کنونی واقع در شرق چین اقامت داشت. اسم «کنفوسیوس» «کنوگ چیو» بود و «کنفوسیوس» نامی است که مردم به صورت احترام برای او برگزیدند.

«کنفوسیوس» در روزگار فرمانروایی دودمان بهار و پائیز زندگی کرد. وی در کشوری بنام «لو» اقامت داشت و کشور«لو» پیشرفته‌ترین کشور در زمینه فرهنگی بود.[۱]

«کنفوسیوس» از مقامات چندان بلندپایه نبود، اما دانش زیادی داشت. در چین باستان آموزش و پرورش از حقوق ویژه اشراف بود. اما «کنفوسیوس» با شیوه خود این حق را از آنان گرفت و خود شاگردانی را جذب کرد و به آنها آموزش داد. گفته می‌شود که وی سه هزار شاگرد داشته و در میان آنها چند تن جزو دانشمندان آینده بوده‌اند.[۲]

کنفوسیوس در پنجاه سالگی به خدمت فرماروایان دولت «چو» رسید و حکومت یکی از شهرهای بزرگ را در دست گرفت. او رسیدن به مقام حکومتی را بهترین راه ایجاد اصلاحات اجتماعی می‌دانست. سخنان او در مورد شیوه حکومت و اخلاق حاکمان، مورد پذیرش هم‌روزگارانش واقع نشد و حتی به زندان نیز افتاد. سرانجام در سال ۴۷۹ پیش از میلاد، در حالی که خود را ناموفق می‌دانست از دنیا رفت. وی آثار مهمی بر جای نهاد و شاگردان برجسته‌ای پرورش داد که آموزه‌های او را رونق بخشیدند.[۳]

نخستین زندگی نامهٔ او ۳۷۵ سال پس از درگذشتش توسط سوماچیین، مورخ نامعتبر نوشته شد. در طول آن همه سال پس از در گذشت او، به واسطهٔ آن که فردی مشهور و برجسته و نیز حکیم بود، افسانه‌های بسیاری درباره‌اش ورد زبان‌ها بود و از این‌رو سوماچیین در اطلاعاتی که دربارهٔ او کسب کرد، وارد شد.وی آفرینش جهان را مبتنی بر قانون قطبیت می‌داند؛ به این منظور که از هستی مطلق٬ نخست موجودی یگانه که خود کنفسوس آن را قطب بزرگ می‏خواند ٬منبعث می‏شود و همراه آن قطب دیگری که قسمت پذیر است بوجود می‌آید. این دو قطب با هم روبرو و به هم پیچیده می‏شوند. از این جا جهان کون و فساد مانند دو نیروی قوی و ضعیف یا روشنایی و تاریکی و یا نماینده صفات مرد و زن٬ پا به عرصه هستی میگذارد و تغییر و تبدیل یافتن این دو قطب٬ اساس به وجود آمدن خوبی یا بدی و یا خیر و شر است.

~ by pegahespantman on April 8, 2010.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

 
%d bloggers like this: